در سن ۱۲ سالگی و در زمان فروپاشی موقت جنگ داخلی چین، گاو بینگهان با دستور مادرش به تبعیت از دولت ملیگرا به تایوان میگریزد. اکنون که در دههای هشتاد زندگی میکند و وکیل است، گاو با سه مادر در کارش روبهرو میشود: اولی هنگ است که به خشونت فرزندش تحمل میکند، دومی جیانگ است که زنی بومی است و پدرسالار او را قبول نمیکند، و سومی شی است که در ظاهر ظاهراً باوقار است اما به دلیل مشکلات خانوادگی به شدت افسرده است. در میان مواجهه با تعارضهای این سه زن، گاو نمیتواند از آه کشیدن بازدارد: «آیا جنگ واقعاً به پایان رسیده است؟»