خط داستانی
الکساندر، بازیگر جوانی که در ماههای اخیر در حلقهای از خودویرانگری فرو رفته و به شدت به الکل و مواد مخدر وابسته میشود. روزی به ضرب گلولهٔ قاچاقچیان مخدر زخمی میشود و برای رهایی از دام اعتیاد، سناریویی برای فیلمی به نام «مارپیچ» مینویسد تا نقش اصلی را ایفا کند. کارگردانی که او تحسین میکند تصمیم میگیرد فیلم را کارگردانی کند و از طریق بازنویسی فیلمنامه با عناصر زندگی شخصی بازیگر، آزمایشهای صحنه را انجام دهد. الکساندر قصد دارد به درون ارواحش بنگرد و به کاتارسیس برسد و از واقعیت و تخیل به شکل تیزی عبور کند.