خط داستانی
مارکوس و سرژیو برای آخر هفته به روستا میروند. مارکوس تازه طلاق گرفته است و دختر کوچکش را با خود میآورد. در آنجا از طرف نگهبان ترسناک زمین، خانم آریا، مهمان میشود که داستان کودکی گمشده را در مزرعه میگوید. سفر به یک کابوس تبدیل میشود زیرا اتفاقات رمزآلودی در خانه رخ میدهد. اکنون سرنوشت کاراکترها با ترس پنهان در سایه ترسیم میشود. سایهها به کجا میروند وقتی روشنایی روشن میشود؟