خط داستانی
پسری دوازده ساله به نام فرهاد پس از از دست دادن پدر، همراه مادر و خواهر کوچکش در روستای ناخوج زندگی می کند. فرهاد به عکاسی و مجله هایی که دسترس دارد علاقه پیدا می کند و برای خرید دوربین دست دوم یکی از گوسفندانش را می فروشد. مادر او متوجه می شود و از او میخواهد دوربین را پس بدهد و وجه آن را پس بگیرد. یک راننده که به او عاشق است به صورت مخفیانه در عشق، به فرهاد در ماجرا کمک می کند.