خط داستانی
هر شش ماه - وقتی اضطراب به او کمی آرامش میدهد - فیلیپو به بیمارستان میرود و آزمایش اچ آی وی معروف خود را انجام میدهد. در یکی از آن صبحها در اتاق انتظار، نگاهش به چشمهای پسری دیگر، سیمونه، میافتد. در حین انتظار برای نوبت، آنها به یکدیگر نگاه میکنند و به نظر میرسد که شیمی بزرگی بین آنها وجود دارد که به آرامی به رابطهای میانجامد.