خط داستانی
دایسوکه که در شرکت بزرگی کار میکند با ناتسوکی که در یک مهمانی با او آشنا شده است در ارتباط است. وقتی به اتاق او میرود، او غایب است و هماتاقی او که یادگیری زبان انگلیسی دارد پس از استحمام ظاهر میشود. وقتی او دایسوکه را اغوا میکند که در برابر هیجانش نمیتواند پنهان کند، در نهایت او را در آغوش میکشد. دایسوکه میگوید آماده است با ناتسوکی از هم جدا شود، اما به دلیل اینکه او فکر میکند فقط به خاطر رابطهای یکبار با او نیست، اخراج میشود.