خط داستانی
جولیا با خانوادهاش به حیاط دورافتادهٔ خواهر مرحومش نقل مکان میکند. با وجود یادآوران دلخراش، او به آشتی با گذشتهٔ آشفته امیدوار است. اما برای جولیا خواهرش جِت همچنان حضور دارد و بهزودی به صدای او باور میکند و بیشتر با او همذاتپنداری میکند. او سعی میکند بفهمد در روزهای پایانی قبل از مرگ جِت چه گذشته است و از هر دو طرف نسبت به رهایی وجود دارد. اما شر با چهرههای گوناگون حضور دارد.