خط داستانی
تکس هفدهساله، تنها مراقب پدر معلولش است و همزمان برای تأمین هزینههای زندگی، شیفتهای طولانی در یک کارواش محلی کار میکند. او از دور عاشق همکارش، دلانو، است و وقتگذرانی با او فرار گرمی از واقعیت سخت زندگی خانگیاش محسوب میشود. وقتی تکس، دلانو را در حین رابطه با کاتیا، مدیر بدجناس کارواش، میبیند، او иллюزیون عشق واقعی را در هم میشکند. تکسِ آزرده و خشمگین، برای تلافی دست به کار میشود و در مسیر انتقام، با شیاطین درون خودش نیز روبرو میگردد.