خط داستانی
خواهرزادههای فاستر، وینسنت و کریستل، سالها از هم جدا بودهاند. هنگامی که ناچار به دیدار دوباره میشوند، مسیرهای قطبی زندگی آنها به نتیجهای انفجاری منجر میشود و هر دو باید با خطاها و کاستیهای خود رو به رو شوند. وینسنت کشیشی است که با تردیدهای دینی و امیالی نسبت به همکشیش مردی مواجه است و کریستل زندگی خود را در دنیای هنر صرف کرده اما به دلیل برچسبهایی که به او زده میشود با چالشهایی روبهرو است. در کنار هم بودنشان از نظر اعتماد و نقد بزرگترین آهنربا و مخالف هم هستند و با دیدار دوباره خواهرزادهها همه چیز به اوج میرسد؛ رابطهشان و زندگی فردی هر دو در معرض تغییر قرار میگیرد.