خط داستانی
لو دختر جوانی است که به صورت امروزین یک آواره مانده است به دنبال آزادی است اما نمی داند چه چیزی را از زیر فروگذار می کند او قبل از هر جایی در خانه همه جا هست و هیچ جا نیست زندگی به سرعت در حال گذر است تا اینکه با آرو آشنا می شود و آرو متفاوت است گرچه او موعظه ای مشابه می دهد تنها این که برای تعریف وضعیت رابطه تان تلاشی نکنید و پایان تابستان را با لذت ببرید بدون تعهد به هیچ چیز و با وجود این که بدون جست و جو برای آن ها برای هم خط می شوند اکنون انتظارات حسد و تضاد وجود دارد و تعقیب دیوانه وار استقلال آنها را به چالش می کشد ناگهان لو نمی داند دیگر در مورد چیست از کجا آمده است به کجا تعلق دارد