خط داستانی
در ایستگاه مترو، در حالی که منتظر ادامه سفر است، پسربچه ای با خدا درباره آفرینش گفتگو می کند. گفتگوی غيررسمی درباره ابعاد واقعی وجود ما و خواسته های شخصی که به ما یادآوری می کند که ما فقط بخش کوچکی از چیزی بزرگتر هستیم و هیچ چیز به اندازه ای که تصور می کنیم اهمیت ندارد.