خط داستانی
استلا بیست و سه ساله، مایک بیست و پنج ساله و پسر پنج سالهشاننوح سالهاست در اروپا پرسه می زنند. هدف آنها پاتاگونی است اما مبارزه برای بقا رویای آنها را سایه میاندازد. به آرامی استلا درمییابد که «زنده بودن» فقط به دست آوردن تجربه نیست، بلکه به ریشه دادن و پذیرش زندگی همان طور که هست نیز مربوط میشود