خط داستانی
تتسورو روزی موجودی با پوشش مونث را در خیابان میبیند، دچار سرگیجه میشود و نمیتواند تشخیص دهد که چه کسی است یا کجا هست. همچنین میفهمد که دوچرخهای که قرار بود سوار آن شود ناپدید شده است. میبو که در خودرو کناری بود به تتسورو میگوید موجود، دوچرخهاش را برده و از او میخواهد سوار شود تا بتواند دنبال او برود. میبو تتسورو را به جایی میبرد که به طور جنسی مورد آزار قرار میگیرد. اما ناگهان بیدار میشود؛ آیا همه اینها خواب بوده است؟ روز بعد، تتسورو به بار همجنسگرایانی میرود که گفته میشود این موجود به آن شهره است.