خط داستانی
یک دانشآموز بسته، میران، هیچ دوستی ندارد، والدینش دائماً با هم دعوا میکنند و پدربزرگش کاملاً در کارهای خود غرق شده است. در مدرسه به او میخندند و به خاطر سمعکاش نمیخواهند بسکتبال بازی کنند.
یک دانشآموز بسته، میران، هیچ دوستی ندارد، والدینش دائماً با هم دعوا میکنند و پدربزرگش کاملاً در کارهای خود غرق شده است. در مدرسه به او میخندند و به خاطر سمعکاش نمیخواهند بسکتبال بازی کنند.