خط داستانی
جیالای وانگ که در بلژیک زندگی میکند، از طریق تلفن همراه و دوربین با مادر و مادربزرگش در چین در ارتباط است. وقتی حال مادربزرگش وخیم میشود، جیالای به شانگهای بازمیگردد، اما وقتی میرسد، مادربزرگش قبلاً فوت کرده است و او تنها با مادرش میماند. مادرش که بودایی معتقدی است، به نظر میرسد بیشتر از دخترش به دعاهای روزانه، گذشته مائوئیستی و سگش دونگدونگ توجه میکند. خود او نیز در کودکی توسط مادرش رها شده بود، زمانی که او از پدربزرگ جیالای طلاق گرفت و به شهر نقل مکان کرد.