خط داستانی
سرباز زخمی روسی، فیودور، با ریسک جانش، در یک مزرعه لتونی توسط پدربزرگ و نوهاش پناه داده میشود. ایلگا به او عشق میورزد، اما جنگ آنها را از هم جدا میکند. فیودور به گروههای پارتیزانی میپیوندد و ایلگا توسط نازیها کشته میشود. سالها بعد، فیودور دوباره به آنجا میآید و با زن جوانی که شباهت زیادی به ایلگا دارد، ملاقات میکند.