خط داستانی
اوسطن دختری نوجوان با سندرم داون که در جامعه جایگاه خود را میجُوید و آیندهاش را میسازد. با همسالانش رابطهای ندارد زیرا برخی از آنان نسبت به افراد با نیازهای ویژه پیشداوری دارند. مادر او، وکیلی موفق، صبر کمی برای دخترش دارد و سایرین را کنار میزند. در تعطیلات به روستا میرود که مادربزرگ او زندگی میکند. مادری که بیتحمل و خرافاتی است، نسبت به مادربزرگ و نیز دخترش بیرحمانه رفتار میکند. وقتی جادوگری از روستا عبور میکند، به نظر میرسد رابطهٔ سه نسل زن به نقطهای روشن میرسد؛ اما جادوگر ناچار به نابودی میشود و مادر، دختر و مادربزرگ باید راه خود را برای خوشبختی بیابند.