خط داستانی
زندگی کاریت به پرستاری از همسر افسردهاش اختصاص دارد. او هر روز صبح با دیدن زنی جوان که میدود، ملاقات میکند و در همان مكان و زمان منتظر او میماند. به مرور همسر کاریت و صاحب کیوسک پی میبرند که او هر روز به آن زن جوان علاقهمند پیگیرانه نگاه میکند.