خط داستانی
ماریانو، ۱۶ ساله، به طرز غیرقابل توضیح و بدون هشدار، دو بار به خود شلیک میکند و به طرز غیرقابل باوری زنده میماند. سپس، زندگی ادامه مییابد. برادرش به دنبال یک رابطه عاشقانه با دختری است که در یک رستوران فست فود کار میکند، مادرش به سفری با یک غریبه میرود و ماریانو یک زن را برای پیوستن به گروه موسیقی قرون وسطایی خود استخدام میکند.