خط داستانی
کنت دورنر و دامادش بارون مکس در جنگل شکار میکنند و به زامبو و ساتانیتا، که مسافران رومانی هستند، برمیخورند. دورنر و مکس به شدت مجذوب ساتانیتای عجیب و غریب میشوند و تصمیم میگیرند او را به املاک خود ببرند. به سرعت مشخص میشود که ساتانیتا بارون جوان را به کنت پیر ترجیح میدهد، هرچند که کنت هنوز تلاش میکند تا محبت او را جلب کند. ساتانیتا و مکس فرار کرده و ازدواج میکنند، اما مکس به زودی متوجه میشود که همسرش آن چیزی نیست که او در خواب دیده بود.