خط داستانی
تراوستی پس از هفت سال به خانه برمی گردد. او درمی یابد برادرش در سازمان جنایی زیرزمینی که انسانها را به کار اجباری میفروشد گرفتار است. اتفاقات پیش میرود و تاثیرش از آنچه تصور میشد وحشتناکتر است. مرگ در آستانه دروازه است و تراوستی به دنبال انتقام است. در جستجوی عدالت با زن جوانی به نام ماریا که با گروه در ارتباط است برخورد میکند. تراوستی باید هر آنچه در توان دارد انجام دهد تا ماریا را نجات دهد و برای خانواده اش انتقام بگیرد. گاهی تنها راه عدالت، انتقام است. انتقام موضوع مهمی در جامعه ایسلند است، چگونه باندهای جنایی که در قاچاق انسان دست دارند میتوانند تأثیرات مخربی بر قربانیان بگذارند و همچنین خانوادههای ایسلند.