خط داستانی
داستان یک دانشجوی جوان هنر که برای کارآموزی تابستانی در آبرنگ به حومه میرود و اتاقی در خانهای کنار دریا اجاره میکند. گفتگوها با یک خدمتکار پیر و ملاقاتها با دختری که در ابتدا کمی وسواسی و سادهلوح است، تابستانی را در زندگی یک جوان ترسیم میکند. چه رفتن دختر به دانشگاه باشد، چه ملاقات با مردم یک روستای ساحلی، یا یادآوریهای یک زن سالخورده از زمانهای گذشته، موضوعات این داستان تأثیر روشنگرانهای بر جوان دارد. در پایان تابستان، دیدگاه و چشم جوان روشنتر و وسیعتر میشود. این داستانی شاعرانه و لطیف از آغاز یک عشق جوان و تجربه زندگی یک نسل در حال افول استونیایی است.