خط داستانی
مردی به طور ناگهانی به پدر بودن پرتاب میشود وقتی که دخترش به طور ناگهانی در مزرعه سیب او در نیوانگلند رها میشود. او هرگز به او گفته نشده بود که دختری دارد تا زمان مرگ مادرش. پس از ۱۶ سال، دختر و پدرش سعی خواهند کرد رابطهای بسازند. دختر به عشق پدرش نیاز دارد و قلب شکستهاش به یک اسب نیازمند است.