خط داستانی
در ژرفای یک بیابان بیامید و фантаزی، سیاههای از یک چادر سیرک کهنه به چشم میخورد. داخل چادر، کارگردان حلقهای ترسناک، اجرا را به حیوان نمایشِ محبوبش که یک پری دریایی زنده است، برای گروهی تماشاگران تیرهدست و کارگر ارائه میدهد. پری دریایی، اگرچه ترسناک است، اما جانِ عاشقِ در بند است که به رهایی از شکنجه بیپایان امید دارد. با وجود اراده برانگیخته برای بازیافت وعدهٔ غذای خود، کارگردان حلقه از التماسهای همدردی او چشمپوشی میکند و او را همچنان در مخزن نگهداری راکد خود حبس میکند. هیچ راه فراری وجود ندارد و پری دریایی ناچار است میان نگهداشتن امید آزادی و پایان دادن به آزار و اذیتش یکی را برگزیند. این اثر که توسط سامانتا جـول و پَـرماتِسون و جـاستین سایمون و علیا تارمو در سری کمپِندیوم ویافاس تولید شده است و کارگردانیِ نیکولاس هامفریز (ریز: پادشاهی سقوط کرده) را بر عهده دارد، بازخوانیِ دلخراشِ کلاسیکِ داستانیِ ها%C در باستانی است.