خط داستانی
وقتی همجنسگرایی در چین در سال دوهزار و دو از بیماری تلقی میشود کنار گذاشته میشد و هنوز برای برخی تابو بود. عاشقان همجنسه در سایه حاشیهنشینی زندگی میکردند و عشق خاموش خود را در برابر نگاههای کنجکاو حفظ میکردند. در همان سال، شیّا گوی و آمبر ژینگ، دو عشق همجنسه، تصمیم میگیرند از مادرخوانده ۱۰ ساله ایلی را به فرزندی بپذیرند. اما با مخالفت شدید والدین سنتی، شیّا بین دو راهی میماند و مجبور میشود معنای واقعی خانواده را دوباره بسازد. در عین حال، تردیدهای خود نیز ترسها را درون آمبر و ایلی برمیانگیزند. هنگامی که تصمیم میگیرد به زادگاه بازگردد تا به مادر خودکشیکنندهاش رسیدگی کند، تنش در این خانواده تازه تشکیلشده دوباره بالا میگیرد.