خط داستانی
گور به عاشق زیبا و مشهور و دست نیافتنی آریل دل بسته است. برای آریل، گور چیزی جز یک حیوان تفننی نیست که سگ او رافوس را مراقبت میکند. عشق بر دو رو است، اما گور شاد است تا اینکه شیلا همسایه با خبر میشود و سگ را گم میکند. گور و شیلا از دوست عضلاتی گور که تازه از جراحی پلاستیک بهبود یافته، درخواست کمک میکنند. سه نفره به سفر شهری میروند تا سگ گم شده رافوس را پیدا کنند. سفر در گوشههای سوررئالیستی شهر بزرگ آغاز میشود و به تدریج به درون جهان شخصیتها و از طریق مهمانیهای راک زیرزمینی تا خانههای مرفه بالا شهر پیش میرود.