خط داستانی
روبرت کارمند تازهکار مدرسهنویسی است که منتظر غذایی است که برایبردن آماده میشود. در حالی که نفس تازهای میکشد و به فضا خیره میشود، با برتلی، سردستهٔ بیبدن با چشمانی مانند زهکشیها روبهرو میشود که او را با توهینهای جزیی و ظاهراً راهنماییهای خوب سرزنش میکند.