خط داستانی
مکس و مین در آستانه جدایی هستند و درباره تقسیم دارایی هایشان از جمله گربه شان به نام میاوزاکی با هم بحث می کنند که به الهام از هنرمند محبوب شان میاژاکی هایاو در ذهنشان شکل گرفته است. پدر مکس، رامش، که همسرش را از دست داده و از آن زمان بی خوابی دارد، به ملاقات درمانگری دلنشین به نام دهارا می رود. پدر بزرگ مکس، سیدهر، به طور پنهانی از نوشیدن با دوست جدیدش جنیفر در خانه سالمندان لذت می برد.