خط داستانی
نیکاراگوئه امروز ده ساله ماریای همراه مادرش لیلیبت در کنار توده عظیم زباله زندگی می کند آینده شان به فروش توله سگ نژاد دار به عضوی از گروهی محلی بستگی دارد وقتی معامله به هم می خورد لیلیبت ناچار می شود به حاشیه شهر برود و ماریا را برای کار در یک کارخانه بازیافت رها کند روزها می گذرند و هیچ نشانی از بازگشت مادر نیست ماریا احساس بی پناهی سردرگمی و خشم دارد یک شب با تادیو پسر مهربان و رمانتیک مواجه می شود که مصمم است به او برای پیدا کردن مادرش کمک کند