خط داستانی
پاولچن فندق یک گل زیبا دارد. او همیشه با بادی که در پشت خانهاش در کوه زندگی میکند، در دردسر است. این شرور گل را میرباید و در کوه قفل میکند. پاولچن به مبارزه با باد میپردازد، اما باد او را به سادگی میوزد. پاولچن دوستانی پیدا میکند و آنها با هم موفق میشوند باد را رام کنند.