خط داستانی
ژونیکس اتراتا و دوست دخترش ماریسل سالوکرواز توسط عوامل اطلاعاتی نظامی ربوده میشوند. ژونیکس فعال جنبش دانشجویی است که تصمیم گرفت تمام وقت خود را به جنبش بدهد. او به کوه ها پناه برد تا با فرهنگ بومی زندگی کند. از طرف دیگر ماریسل جنبش را ترک کرده تا زندگی عادی را ادامه دهد. دستگیرکنندگان آنان را به عنوان رهبران ارتش نوین خلق شناسایی کردند. به منظور استخراج اطلاعات از آنان، آنان را subjected to inhumane torture and despicable harassment.