خط داستانی
جانی مدیر ارشد قدرتمندی است که قطعاً دنبال عاشق شدن نیست، اما کنفرانس تجاری او را به منطقه شراب میبرد؛ او با آندرو، بیوهٔ خوشقیافهای که خانوادهاش را ملاقات میکند، آشنا میشود و در کمک به کارخانهٔ شراب پدر و مادرش عاشق او و خانوادهاش میشود، اما وقتی پیشنهاد شغلی دیگری به او میشود باید بین حرفه و آندرو یکی را انتخاب کند.