خط داستانی
سانگ سان دوران کودکی نامناسبی داشته و توسط مادربزرگش بزرگ شده است. او مورد سوءاستفاده و استثمار مادربزرگ و خانوادهاش قرار میگیرد که میخواهند ارث پدرش را بگیرند. با این حال، او برای حفظ آبرو و اعتبار خانوادهاش سکوت میکند، حتی زمانی که جانش توسط آنها تهدید میشود. در میان این مبارزات، او با جوک سان و مائه چو، که دوستان و برادران خونی هستند، آشنا میشود. آنها از او میخواهند که برای اعتبار خانوادهاش مبارزه کند و جامعه را از شر پاک کند. سانگ سان در نهایت تصمیم میگیرد که شمشیر عدالتش را بیرون بکشد و مادربزرگ و باندش را شکست دهد. آرامش به خانوادهاش بازمیگردد.