خط داستانی
پیکدی و مادرش از منطقه جنگی فرار میکنند تا در پنومپن زندگی کنند. آنها پول، کار، پناهگاه و غذا ندارند. مادرش بیمار است و به خاطر جنگ نابینا شده است. از روی دلسوزی، زنی پیشنهاد میکند که با او زندگی کنند. او همه چیزهایی را که نیاز دارند فراهم میکند. اما این زن در واقع نیت بدی دارد و میخواهد پیکدی را به میلیونرها بفروشد.