خط داستانی
در روزی که کنسرت خیریه برای دارفور در بارسلونا برگزار میشود ساکنان این شهر بیشتر به خود میبالند تا به دیگران یک آدم کج خلق با ناسازگارها با هرکس که سر راهش قرار میگیرد فریاد میزند کمی بعد او را در کارگاه به صورت کُنتی میبینیم که برای بازدید کنندهای ژست میگیرد دزدی کیف زن را میرباید و به سمت فرد مظنونی میدود که بیش از هر چیز به بلیت کنسرتی که پیدا کرده علاقه دارد پس از این افراد با کاراکترهای بیشماری روبه رو میشویم آنها را برای چند خیابان یا گزیده گفتوگو میبینم گاهی موضوع دارفور است اما معمولاً شهرنشینان با دغدغههای روزمره خود مشغولند