خط داستانی
جامعه ساحلی کالیفرنیا به نام پناهگاه سنگی مکان مناسبی برای برادی هجده ساله و مادر مهربانش است تا یک شروع تازه را آغاز کنند. مأموریت آنها: انتشار کلام خداوند. اما در حالی که یک روز در ساحل پرسه میزنند، برادی با کلیفورد، جوانی که کاملاً برعکس اوست: اجتماعی، ورزشی و فوقالعاده جذاب، آشنا میشود. برخورد اولیه آنها احساسات همجنسخواهی را در برادی برمیانگیزد که او تا کنون سرکوب کرده است. وقتی کلیفورد نشان میدهد که جذابیت آنها متقابل است، احساسات متضاد برادی از وظیفه مذهبی و تمایل طبیعی او به اوج میرسد و این دو جوان باید برای رسیدن به درک متقابل، سردرگمی، شهوت و باورهای خود را مدیریت کنند.