خط داستانی
این ملودرام با تم تعطیلات که در سال 1910 توسط استودیوهای ادیسون منتشر شد، به رابرت، جوانی میپردازد که خانه مادرش در نیوانگلند را ترک میکند تا در شهر بزرگ شغلی بسازد. وقتی او شش سال بعد به "شهرت و ثروت" میرسد، مادرش با افتخار منتظر است تا او را برای روز شکرگزاری به خانه خوشامد بگوید. اما رابرت قصد دارد در شهر بماند و از جشن تعطیلات با دوستان اجتماعی و نامزد زیبایش لذت ببرد. وقتی مادر تصمیم میگیرد در روز شکرگزاری به طور ناگهانی دیدن کند، ناراحت میشود که پسرش آنقدر از او شرمنده است که او را به اتاقی در طبقه بالا میفرستد، دور از چشم و ذهن.