خط داستانی
ستو چون یات، جوان بازرگان، به تازگی به هنگ کنگ بازگشته تا شعبه ای از شرکتی ژاپنی را گشایش دهد. برای پس انداز پول، با کارول که طراح مد خوش قواعد و بیکار است همخانه می شود. دو نفر با هم دوست می شوند و سِتو او را استخدام می کند تا آشپزی و نظافت را انجام دهد در حالی که کار پیدا می کند. اما چیزهای عجیبی از آن پس آغاز می شود—کارلی با خواب رفتن و صحبت به شکل یک روح آغاز به سخن گفتن می کند. خانه دارای تاریخچه ای تسخیر شده است یا کارلی فقط نقشی بازی می کند؟