خط داستانی
علوی یک کارگردان تئاتر است که زندگی خانوادگی ناپایداری دارد، زیرا همسرش طبیعت شغل او را درک نمیکند و به شدت نسبت به او حسادت میکند. این حسادت باعث میشود که علوی بیشتر وقت خود را خارج از خانه بگذراند. در حین اجرای یکی از نمایشها، او با دختری به نام دُسا آشنا میشود که معصومیتش با همسرش متفاوت است و احساسات عشق بین آنها شکل میگیرد. همسرش از این رابطه مطلع میشود و درخواست طلاق میکند و پس از جدایی، زنان به او نزدیک میشوند.