خط داستانی
کیمبرلی یانسن یک مادر تنها است که در یک شهر کوچک کانادایی زندگی میکند. پس از بریدن دستش در یک مهمانی، او به بیمارستان مراجعه میکند تا درمانی که تصور میکند روتین است، دریافت کند. اما او به طعمهای در لباس سفید تبدیل میشود: دکتر ریچارد داریان، که او را دارو زده و در حالی که خواب است، مورد آزار قرار میدهد. کیمبرلی سعی میکند شکایت کند، اما مردم شهر و پلیس محلی که او را به عنوان یک زن بدنام میشناسند و به دکتر احترام میگذارند، اتهامات او را رد میکنند.