خط داستانی
یک گدای جیببر توسط همسرش مسئول بدبختی دیگر خانوادهها و خانهشان معرفی میشود. با این که وعده داده شرط اخلاص بدهد، نمیتواند شغلی پیدا کند که زندگی او را تامین کند. روزی پس از جیببردیهای صبحگاهی، کامال عکسی از همسرش در کیف مردی که به تازگی دزدیده را مییابد. این اتفاق زندگیاش را به آشوب میاندازد. او به همسرش از این موضوع چیزی نمیگوید و به جستجوی صاحب کیف ادامه میدهد. آنچه پیدا میکند، آغاز تراژدی اوست.