خط داستانی
رئیس یک بانک دولتی که به فساد متهم است، دادستان منطقه را برای سرپوش گذاشتن بر پرونده رشوه میدهد. منشی دادستان لحظهای را که مبلغ قابل توجهی پول رد و بدل میشود، عکاسی میکند و از کارفرمایش اخاذی میکند. منشی فاسد به همسر یک دوست نزدیک میشود و وقتی شوهر به سمت او میشتابد، یک لامپ واژگون میشود و مکان به تاریکی فرو میرود. یک فلش و یک شلیک و اخاذ جوان به زمین میافتد. همسر فکر میکند شوهرش از روی خشم شلیک کرده، شوهر باور دارد که همسرش برای دفاع از خود شلیک کرده است. دادستان، مرد گناهکار، برای پیگرد قانونی فراخوانده میشود و هر دو را متهم میکند. در آخرین لحظه، یک شاهد غیرمنتظره ظاهر میشود و این زوج آزاد میشوند.