روستا هسنهاوزن با جمعیتی حدود سیصد و هفتاد نفر در جایی در ایالت هسین قرار دارد و چیزی جز اتصال جادهای برای ارائه ندارد. دوستان استفانی و گابی در یک سوپرمارکت بهعنوان صندوقدار کار میکنند و آرزوهای زندگی متفاوتی دارند. گابی میخواهد به آمریکا مهاجرت کند و حتی حاضر است شوهر سادهدلش را رها کند. مارتین، کشاورز موفق، امید خود را به استفانی بسته، اما او به بازگشت معشوق کودکیاش، توماس، اشتیاق دارد. وقتی توماس واقعاً برمیگردد، استفانی معتقد است خوشبختی در دسترس است. جشن شرکت داوطلبانه آتشنشانی روزی پرحادثه به نظر میرسد.