خط داستانی
خانواده در حال تزیین درخت هستند که پاپا متوجه می شود ستاره ای که پدرش ساخته بود مفقود شده است. وقتی بیلی از مامان می پرسد چرا این امر پدری را غمگین کرده، او می گوید ستاره توسط پدرشان ساخته شده است که در بهشت است. جفی رویا می بیند که بابانوئل برای آوردن پد بزرگ از بهشت به خانه کریسمس بیاید تا پاپا خوشحال شود. بیلی می فهمد جفی فکر می کند این اتفاقی واقعاً رخ می دهد و از این بابت نگران است. مادربزرگ سعی می کند توضیح دهد که این ممکن نیست، اما جفی ناراحت می شود و نمی خواهد بشنود. آن شب از طرف بابانوئل و پد بزرگ بازدید می کند.