خط داستانی
یک دانشجوی دندانپزشکی که با افتخار فارغالتحصیل میشود، شغل مورد نظرش را پیدا نمیکند و مجبور میشود به عنوان استاد همه کاره در یک شرکت ساختمانی کار کند. او باید دیوارها را رنگ کند، دودکشها را تمیز کند و لولههای آب را تعمیر کند. او نمیتواند هیچیک از این کارها را به درستی انجام دهد و همیشه در موقعیتهای خندهداری قرار میگیرد. علاوه بر این، او و هماتاقیاش، که دوست خوبی برای اوست، بر سر یک دختر با هم دعوا میکنند. اما این وضعیت نیز یک سوءتفاهم است - دوستان عاشق دختران متفاوتی هستند. پایان خوشی در پیش است.