خط داستانی
این داستان رمانتیک بر فُکس جیووانی مرد کارگر و رقابتی بیش از حد با یک کارگزار بورس تمرکز دارد که فکر میکند پول مهمترین چیز در زندگی است. سلامت او از این کار آسیب میبیند و ناچار است زمان استراحت کند و از شلوغی نیویورک فاصله بگیرد. او به جنوب میرود تا با مادری که به فرزندخواندگی او بازگردد ارتباط برقرار کند و در مییابد که درباره خانواده و عشق واقعی چیزی وجود دارد. او با ون عاشق میشود. این داستان عشق خوبِ میان دو فردی است که واقعاً نمیخواهند در عشق باشند، اما این اتفاق به ناچار برایشان میافتد.