خط داستانی
پرکاش (آشوک کومار) پس از یازده سال از انگلستان به خانه برمیگردد و اکنون در قطاری برای سفر به خانه است. او در قطار با جوانی به نام پرکاش (رامش گوپتا) آشنا میشود که با او دوست میشود. قطار دچار حادثه میشود و پرکاش حافظهاش را از دست میدهد. در حالی که پرکاش در تلاش است تا حافظهاش را به دست آورد، مردی که در قطار بود، با تصور اینکه پرکاش (کومار) مرده است، وانمود میکند که او پرکاش است و به خانهاش میرسد.