خط داستانی
دینادایالان یتیمی است که مریم او را پرورش داده است. او با جرمهای صغیر آغاز میکند و با بزرگتر شدن به جرمهای گستردهتر میپردازد. او متهکارا را تحت نظر میگیرد و در نهایت به یک دِون ترسناک و قدرتمند تبدیل میشود. با این وجود، دینادایالان احساس عمیق عدالت دارد و به عنوان محافظ فقرا و تحتفشاران دیده میشود. همسرش لکشمی و دخترش راها از فعالیتهای غیرقانونی او کاملاً بیاطلاعاند. اما با خیانت از سوی کسانی که به او نزدیکند، کار او بر خانوادهاش تأثیر میگذارد