خط داستانی
آلبرتو و لیندا کانتی دو سال به همراه پسر نه سالهشان استفانو به برزیل رفتهاند تا با کار مهندسی زندگی کنند در دنیای منزوی خارجیها خانواده با سرعت سازگار میشود تا اینکه استفانو ناگهان گم میشود با دنبال کردن علاقهٔ به ماجراجویی، او با دوستی وارد گروهی از کودکان خیابانی میشود و در مسیر برخورد با «گردان مرگ» قرار میگیرد. ترسیده، لیندا که معمولاً آرام است تبدیل به جنگندهای سرد میشود او باور دارد شریک مبارزهای در جراح دکتر طولس همسر دوستی پیدا کرده است اما به زودی متوجه میشود که طولز در تجارت غیرقانونی دخیل است و با مردانی که فرزند او را اسیر کردهاند در ارتباط است لیندا مصمم است فرزندش را به هر قیمتی نجات بدهد و برای رسیدن به این هدف همهٔ لازم را انجام خواهد داد