خط داستانی
اپرای آوازخوانی موتزارت پس از کار کریستوف فریدریش برتزارن به صحنه ای باشکوه در قصر حرم عثمانی استانبول زاده می شود در این داستان بلاونته نام نامزدش کونستانتزه را می یابد و خدمتکار انگلیسی ایش به نام بلوندچن که توسط دزدان دریایی به اسارت گرفته شده بودند را در سراگال مدیترانه ای پاشا سلئیم می بیند خدمتکار بلاوینتلو پدرش را برای ساختن بنا با خود همراه می کند پس از تجاوز سلئیم به کونستانتزه پدریلو و بلوندچن به فرار خود می پردازند اما گارد سلئیم آن دو را که در باغ هستند دستگیر می کند با این وجود نمایش صمیمانه عشق دل پاشا را می شوراند و او به آن ها اجازه رفتن می دهد